محمد تقي جعفري

24

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

و همچنين كسى كه مىگويد خدا وجود ندارد ، بدون ترديد او مىخواهد وجود واقعى را از خدا نفى كند و مادامى كه او به مفهوم خدا توجهى ندارد ، از نظر منطق روشن نمىتواند وجود او را نفى كند ؟ پس بدون شك شخص منكر هم توجهى به مفهوم خدا دارد كه او را از واقعيت نفى مىكند . و همچنين آن كسى كه در وجود او شك و ترديد دارد ، در بارهء خدا و هستى او توجهى نموده است و ترديد او در وجود رابطه هستى با آن موضوع ( خدا ) مىباشد . پس هر سه گروه اگر در بارهء خدا توجهى نداشته باشند ، نمىتوانند اثبات يا نفى يا تشكيك نمايند . تبصره - مفهوم خدا قابل توجه است نه قابل تصور ، چنانچه ما لذت را در مىيابيم ولى نمىتوانيم آن را تصور نماىيم . حال اگر كسى توجهى به چنين مفهوم خدا ندارد ، مورد بررسى ما نخواهد بود ، بلكه روى سخن ما با كسانى است كه اين قدرت را دارند كه در بارهء خدا يا مثبت يا نافى و يا شاك بوده باشند . بديهى است افرادى كه چنين توجهى نداشته باشند ، مانند افرادى كه به « من » خود اعتنائى ندارند بسيار معدودند . 4 - مفهومى كه به عنوان خدا مورد توجه ما است چه مفهومى است ؟ مفهومى كه به عنوان خدا براى مغزهاى رشد يافته مطرح است ، كاملترين حقيقت ، بىنيازترين وجود ، و تواناترين موجود مىباشد ، زيرا كه اگر كوچكترين نقصى در او راه يا بى داشته باشد ، او خدا نبوده و نفى خداى ناقص به هيچ وجه احتياج به صرف انرژى فكرى ندارد ، او خود به خود منتفى است . احتياج ، نقص است ، هر موجودى كه در ايجاد يا حفظ موقعيت وجودى خود در جهان مربوط بيك موجود ديگر بوده باشد ، آن موجود به همان مقدار ارتباط ، ناقص خواهد بود . و به عبارت فنى ، هر اندازه كه موجودى در حفظ يا ايجاد يا بهر شكلى از تحقق